محمد على شاه آبادى
68
شذرات المعارف ( فارسى )
--> رفع ظلم و فساد در جامعه بشرى فراهم شود . به اميد آنكه روزى مدينه فاضله در جهان برقرار شود . اينك در بخش دوم كه « شذره الثانية » نام دارد ، پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر و آلش ، از سياست در اسلام سخن مىگويد و مىفرمايند : بيشترين دستورهاى اسلام را بايد سياست اسلامى نام نهاد كه دو هدف اساسى را در نظر دارد و در حقيقت آن دو هدف ، دو ركن هر اجتماع است : يكى تشكيل جامعه اسلامى و ديگرى تحقق اهداف آن ، با بودجهاى كه بتوان هزينه آن را تأمين كرد . ايشان در حقيقت نكاتى را يادآورى مىكنند كه جامعه اسلامى بايد آن ويژگىها را دارا باشد و اجتماعى كه از چنين امتيازهايى برخوردار است ، مىتواند كاروان بشريت را به سر منزل سعادت و نيكبختى رهنمون شود . اكنون با اين مقدمه نكات مورد توجه معظم له جداگانه بررسى مىشود . زندگى هركس در اجتماع دو جنبه دارد : يكى مربوط به شخص اوست كه در زندگانى شخصى چگونه زيست كند و براى اداره آن چه تدبيرى بينديشد كه به اين جنبه چنانچه شيوه زندگى و نوع روشى را كه در نظر مىگيرد براى ديگران زيانبخش نباشد ، در اصطلاح « تدبير منزل » مىگويند ؛ بهگونهاى كه هر كس طبق سليقه و برداشت خود راهى را انتخاب مىكند كه مطلوب و دلخواه اوست . دوم ، جنبه اجتماعى است كه در ارتباط با اجتماع چه وظيفهاى دارد . در اين حالت ، شيوه ارتباطى افراد را قوانين اجتماعى تعيين مىكند و آنچه در اين زمينه مهم است ، مصالح اجتماع و جلوگيرى از بروز مفاسد آن است كه آن را « تدبير اجتماعى » مىنامند . در حقيقت سياست ، اداره اجتماع است ؛ بهگونهاى كه بتوان مصالح و منافع در خور آن را به شكل قانونى تأمين و از مفاسد و بروز موارد زيانبخش طبق قوانين جلوگيرى كرد . براساس اين تعريف ، چنانچه از سياست جز اين معنا استفاده شود ، از نظر فلسفى و منطق عقلى سياست ناميده نمىشود ؛ چنانكه هر شيوه اداره اجتماعى كه چنين هدفى ندارد ، مانند روشهاى سياسى روز كه بر مبناى مكر و فريب و راهكارهاى شيطنتآميز پايهگذارى شده است ، سياست ناميده نمىشود . كلمه سياست درباره اينگونه روشها از معناى حقيقىاش فاصله گرفته آن تحريف شده و بايد آن را شيطنت ناميد نه سياست ؛ زيرا همان گونه كه اگر شيوه زندگى فردى براى ديگران زيانآور باشد ، نمىتوان آن را تدبير منزل ناميد ، در زندگى اجتماعى نيز روشى كه مصالح اجتماع در آن منظور نشود و برنامهاى